سالهاست کسی و میشناسم که بیماری پنهان داره
شخصی, دو شخصیتی یا بهتر بگویم چند شخصیتی !! شکنجه گر و متوهم.
دوبار تا حالا بیمارستان اعصاب بستری بوده و دکتر بهش گفته بود به هیچ وجه نباید داروهاش و قطع کنه .
سابقه زندان و درگیری داره.
القصه این خانم از دو سال پیش دوباره مصرف داروها رو قطع کرده..
شب ها تا صبح داد و فریاد و فحاشی می کنه نمی زاره دختر١١ساله و شوهرش بخواب اند...از صبح تا ظهر می خوابه و بعدظهر دوباره شروع می کنه . ..
محل کار سوهر و مکان زندگیش در یک ساختمان و یک طبقه ست . مواقعی که جلسه کاری دارند پشت در گوش می ایسته.. از سند های شرکت پنهان کپی می گیره و پیش خودش نگه میداره برای روز مبادا..
تو سالن شرکت راه میره و فحاشی می کنه..تهدید می کنه که اگه پولی که می خوام و ندید ,آبروتون و می برم...
شب انگشترش و جایی قایم می کنه و به شوهرش میگه, انگشترم گم شده,تو برداشتی؟؟ چند دقیقه فرصت داری پیداش کنی..وگرنه با لوله جاروبرقی شیشه و پنجره و می شکنم..
و میشماره یک ,دو , سه ... و با لوله جارو برقی آروم اروم به دیوار می کوبه و شوهرش باید با عجله دنبال انگشتر بگرده!
بین تمام کارکنان شرکت تفرقه انداخته..
زنگ می زنه به اقوام و میگه شوهرم من و گذاشته رفته و بی پول گذاشته . نون خشک و می زنم تو آب می خورم ... در حالی که شوهرش رسید بانک و نشون داد که نزدیک یک میلیون به کارتش ریخته...
گفت بیکارم.. بدبختم... دنبال یک لقمه نون هستم ..
یکی از اقوام در قنادی ای بزرگ براش کار پیدا کرد و مشغول به کار شد , اما سه هفته بیشتر دوام نیاورد و با بقیه کارکنان زد و خورد کرد و از اونجا بیرون اومد..
در مدت دوسال, نزدیک به شش خونه عوض کرده و...
همه اینایی که گفتم یک بیستم اتفاقات و درگیری های این خانم نیست..
جالب اینجاست نه پلیس!! نه بهزیستی! نه اورژانس اجتماعی! نه دادگاه ! و نه هیچکس و هیچ جای دیگه ای تا الان نتونسته دست این خانم رو کنه و کمکی به زندگیشون کنه ..
نزدیک به پانزده ساله که هم خودش و شوهر و بچه اش رو داره شکنجه می کنه و هیچکس نیست که به دادشون برسه...
این دور باطل همچنان ادامه داره و تبدیل به فاجعه شده. موضوعاتی پیش اومده که از مکان و حوصله ی اینجا خارجه.. اما شده یک بمب ساعتی که هر لحظه امکان ویرون کردنش هست.
ما را در سایت ساعت 25 شب ! روز سی و دوم ماه .. . دنبال میکنید
برچسب: هفتاد,
نویسنده:
بازدید: 6