صد و هفتاد و هشت

خرید بک لینک

یک ماهی و اندی است که خاله منشی مطبش و فرستاده و تا جذب منشی جدید من کمکش بودم .
و در این یک ماه و اندی حدود صد مورد و اندی موضوعات مختلفی دیدم که دیدگاهمو به خیلی چیزا تغییر داد.
از زن و شوهر شیکی که بعد از سه ماه از ازدواج نتونسته بودن نزدیکی کنند و خانم می ترسید و اقا بهش شک داشت...(که البته خانم ترمیم کرده بود و اصرار داشت که به شوهرم نگید)
تا دخترانی که با چشم گریون و قلبی شکسته و فریب خورده رابطه و به ازای عشق پذیرفته بودن و بعد از رابطه پسرها چند هفته ای بودن که گم و گور شده بودن تا مثل قبل دیگه نبودن.
تا خانم های بالای سی سالی که مدت هاست چکاپ سینه و تست پاپ اسمیر نشدن و همین یک هزینه ی ویزیت و تست و بر خودشون حروم کردن و مدت هاست با ترس این بیماری روزهاشون و میگذرونند و نمی دونند که اگر موردی باشه با هر روزی که میگذره یک قدم از درمان قطعی دور تر میشن..
تا افرادی از سطح بسیار پایین جامعه که پیگیر درمانشون بودن و غرورشون و زیر پا میزاشتن و با صداقت می خواستن که درمان بشن ولی قادر به پرداخت هزینه نیستند.. و شاید همچین روزهایی بود که به دل بزرگ خاله بیشتر از پیش ایمان می اوردم که چقدر صادقانه و پیگیر با کمترین و گاها هیچ هزینه ای اقدامات و انجام میداد و بعضا برای مراحل های بعدی به همکارانش معرفی می کرد..
تا اقای وکیلی که سالهاست پزشکان برای باروری جوابش کردن و در ازدواج دوم مخفیانه اش خانم دومش ناغافل باردار میشه و اینا در بهت و حیرت می مانند..
تا خانم و اقایی که پریشون و با چشم گریون به مطب میان و ترسیده از تست قلب جنین و جواب سونوگرافی که بچه نچرخیده و احتمال داشتن سندروم دان هست و برای تستی پرهزینه و دردناک ارجاعش دادن , و در ازمایشات و تست هایی که خاله مجددا ارجاع میده و بررسی میکنه معلوم میشه که هیچکدوم از موارد گفته شده حقیقت نداره و این پدر و مادر گرفتار دسیسه ای شدن برای پر کردن جیب و ازمایشات الکی بیشتر و ...
و خیلی موارد دیگه که از حوصله نوشتن من و خواندن شما خارجه..
خیلی روزها در میون این اتفاقات حیرون از کار خدا و زندگی موندم.. بعضی روزها از هرچی ازدواج و عشق حالم بهم خورد... خیلی روزها از مادر شدن ترسیدم.. خیلی روزها.. .
ولی میدونم که باید می اومدم و همه این اتفاق ها رو از نزدیک می دیدم.. پیرو چندین پست قلب می دونم که همه ی اینا نشونه و بخشی از درس زندگیه .. باید منتظر بمونم تا ببینم کجا باید پسش داد..

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۹۶ساعت &nbsp توسط دخترک آریایی |

ساعت 25 شب ! روز سی و دوم ماه .. . ...

ما را در سایت ساعت 25 شب ! روز سی و دوم ماه .. . دنبال می‌کنید

برچسب: هفتاد, نویسنده: بازدید: 12 تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1396 ساعت: 1:45

صفحه بندی