ساعت 25 شب ! روز سی و دوم ماه .. .

متن مرتبط با «صد و هفتاد شهید غواص» در سایت ساعت 25 شب ! روز سی و دوم ماه .. . نوشته شده است

صد و هشتاد و چهار

  • نیلوبلاگ

    و من شب ها در خواب بی خبر و ناآگاه  بی آنکه خودم بخواهم ساعت ها گریه می کنم ...صبح از بالش خیس گلو درد درد آرواره هایم می فهمم .  +واقعیت .+ سه شب شد.+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۶ساعت &nbsp توسط دخترک آریایی  |  Let's block ads! بخوانید...

    ادامه مطلب
  • صد و هشتاد و سه

  • نیلوبلاگ

    سکوت می کنم و به چشمانم اجازه می دهم تا فریاد بزنندو تو !مجبور می شوی گوشهایت را محکم بگیری تا فریاد احساس من پرده وجدانت را پاره نکند ... ---------- 20 ساله !!! دانشجوی مهندسی.. من ترک کردم.. . !! هر چه را که روحم را نابود می کرد.. . آدرس وبلاگ..یادآور اون روزهاست.. . !!! ...

    ادامه مطلب
  • صد و هشتاد و دو

  • نیلوبلاگ

    منxa0 به پایان دنیا اهمیت نمیدهمxa0 دنیای منxa0 بارها تمام شدهxa0 وxa0 صبح روز بعد ' دوباره آغاز شده است . .. +xa0نوشته شده در xa0دوشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۶ساعتxa0  توسطxa0دخترک آریاییxa0 |xa0 ...

    ادامه مطلب
  • صد و هشتاد

  • نیلوبلاگ

    چقدر بدxa0 چقدر تلخxa0 وxa0 چقدر شرم آور !xa0 که میترسم در آیندهxa0 زنی مثل مادرم باشمxa0 و یاxa0 مردی مثل پدرم در زندگی ام باشد .xa0 + تموم ترسم از اینه ...xa0 +xa0نوشته شده در xa0یکشنبه نوزدهم شهریور ۱۳۹۶ساعتxa0&nbsp توسطxa0دخترک آریاییxa0 |xa0 ...

    ادامه مطلب
  • صد و هشتاد و دو

  • نیلوبلاگ

    منxa0 به پایان دنیا اهمیت نمیدهمxa0 دنیای منxa0 بارها تمام شدهxa0 وxa0 صبح روز بعد ' دوباره آغاز شده است . .. +xa0نوشته شده در xa0دوشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۶ساعتxa0&nbsp توسطxa0دخترک آریاییxa0 |xa0 ...

    ادامه مطلب
  • صد و هفتاد و هشت

  • نیلوبلاگ

    یک ماهی و اندی است که خاله منشی مطبش و فرستاده و تا جذب منشی جدید من کمکشxa0 بودم .و در این یک ماه و اندی حدود صد مورد و اندی موضوعات مختلفی دیدم که دیدگاهمو به خیلی چیزا تغییر داد.xa0 از زن و شوهر شیکی که بعد از سه ماه از ازدواج نتونسته بودن نزدیکی کنند و خانم می ترسید و اقا بهش شک داشت...(که البته خانم ترمیم کرده بود و اصرار داشت که به شوهرم نگید) تا دخترانی که با چشم گریون و قلبی شکسته ...

    ادامه مطلب
  • صد و هفتاد و یک

  • نیلوبلاگ

    سکوت می کنم و به چشمانم اجازه می دهم تا فریاد بزنندو تو !مجبور می شوی گوشهایت را محکم بگیری تا فریاد احساس من پرده وجدانت را پاره نکند ...----------20 ساله !!! دانشجوی مهندسی..من ترک کردم.. . !! هر چه را که روحم را نابود می کرد.. .آدرس وبلاگ..یادآور اون روزهاست.. . !!!...

    ادامه مطلب
  • صد و هفتاد و دو

  • نیلوبلاگ

    Q xa0Q xa0bang bang چند سالی هست که با شلیک های پیاپی زندگی روبه رو هستم ...xa0 بارها تا سر حد مرگ ترسیدم و گوشه کنار پناه گرفتم .. بارها گلوله ها بهم اثابت کرد و تا مدت ها در تنهایی از درد به خودم پیچیدم ... بارها و بارها سعی کردم با روش های مختلف به این جنگ پایان بدم .. اما امان از وقتی که زندگی باهات سر جنگ داشته باشه ...xa0 این روزها برخلاف قبل نه دیوانه وار کاکائو خوردن ... نه موزیک و نه بی خیالی هیچ چیز دوای دردم نیست... حفظ ظاهر می کنم و با ظاهری آروم و خونسرد در رفت و آمدم .. اما قلبم سن...

    ادامه مطلب
  • صد و هفتاد و سه

  • نیلوبلاگ

    سکوت می کنم و به چشمانم اجازه می دهم تا فریاد بزنندو تو !مجبور می شوی گوشهایت را محکم بگیری تا فریاد احساس من پرده وجدانت را پاره نکند ...----------20 ساله !!! دانشجوی مهندسی..من ترک کردم.. . !! هر چه را که روحم را نابود می کرد.. .آدرس وبلاگ..یادآور اون روزهاست.. . !!!...

    ادامه مطلب
  • صد و هفتاد و چهار

  • نیلوبلاگ

    برای بچه های خود ارزش قائل شوید. برای خود و خانواده تان از ابتدا ارزش قائل شوید... خواسته هایتان را روشن بیان کنید و پایش بایستید... بزرگنمایی کنید.. هر چیز که حقتان است را به صراحت بیان و ازش دفاع کنید.. . از هیچ روز و هیچ دلیلی برای شادی به سادگی و بی توجه نگذرید... چه روز تولد باشد! چه سالگرد و ماهگرد... و چه یه روز خاص مخصوص خودتان. همدیگر را عادت دهید به ارزش و توجه قائل شدن به این روز ها و این دلایل..xa0 از روز تولد فرزندتان به راحتی نگذرید..xa0 دلش می شکند. برچسبها: برای آیندگان, وصیت +xa...

    ادامه مطلب
  • صد و هفتاد و پنج

  • نیلوبلاگ

    بهم گفتن تو عاقلی! تو اون خونه از همه عاقل تر و آروم تری.. تو حواست باشه ..xa0 به دیگری داشت میگفت : به خودش مطمئنه.. پای کارهاش می ایسته..وقتی بینی شو عمل کرد و بعضیا گفتن چرا اینطوری شد؟ چرا سر بینیت بالا رفت..ایستادو گفت ,خودم خواستم .. راضی ام !xa0 بهم گفتش خانم جدی و سخت گیر.. تو خیلی رک هستی..جسارت داری!xa0 امروز گفتن : عاقلی .. رو حرف و تصمیم هات فکر می کنی.. یه حرفی و الکی نمی زنی.. خندیدم و گفتم , همه جوانب و می سنجم ! گفت شایدم به نوعی محافظه کار.. ولی هر چی که هست خوبه! رو مشکل فکر می...

    ادامه مطلب
  • صد و هفتاد وشش

  • نیلوبلاگ

    » نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید. ...

    ادامه مطلب
  • صد و هفتاد و شش

  • نیلوبلاگ

    سالهاست کسی و میشناسم که بیماری پنهان دارهشخصی, دو شخصیتی یا بهتر بگویم چند شخصیتی !! شکنجه گر و متوهم.دوبار تا حالا بیمارستان اعصاب بستری بوده و دکتر بهش گفته بود به هیچ وجه نباید داروهاش و قطع کنه .سابقه زندان و درگیری داره.القصه این خانم از دو سال پیش دوباره مصرف داروها رو قطع کرده..شب ها تا صبح داد و فریاد و فحاشی می کنه نمی زاره دختر١١ساله و شوهرش بخواب اند...از صبح تا ظهر می خوابه و بعدظهر دوباره شروع می کنه . ..محل کارxa0 سوهر و مکان زندگیش در یک ساختمان و یک طبقه ست . مواقعی که جلسه کاری...

    ادامه مطلب
  • صد و هفتاد و هشت

  • نیلوبلاگ

    یک ماهی و اندی است که خاله منشی مطبش و فرستاده و تا جذب منشی جدید من کمکشxa0 بودم .و در این یک ماه و اندی حدود صد مورد و اندی موضوعات مختلفی دیدم که دیدگاهمو به خیلی چیزا تغییر داد.xa0از زن و شوهر شیکی که بعد از سه ماه از ازدواج نتونسته بودن نزدیکی کنند و خانم می ترسید و اقا بهش شک داشت...(که البته خانم ترمیم کرده بود و اصرار داشت که به شوهرم نگید)تا دخترانی که با چشم گریون و قلبی شکسته و فریب خورده رابطه و به ازای عشق پذیرفته بودن و بعد از رابطه پسرها چند هفته ای بودن که گم و گور شده بودن تا مث...

    ادامه مطلب
  • صد و هفتاد و نه

  • نیلوبلاگ

    فقط نمی یام اینجا ناله کنمxa0 یعنی هنوز جون دارم و دارم میجنگم.xa0 دارم سعی می کنم راهمو پیدا کنم...xa0 برام دعا کنید ! +xa0نوشته شده در xa0شنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۶ساعتxa0xa0 توسطxa0دخترک آریاییxa0 |xa0 ...

    ادامه مطلب
  • صد و هفتاد

  • نیلوبلاگ

    من تنهام xa0 وxa0 خسته !...

    ادامه مطلب
  • صد و شصت

  • نیلوبلاگ

    این دو روز اینقدر اشک ریختمxa0 تا رودی جاری شه و xa0بلکه من و با خودش ببره..xa0 xa0 xa0 +حالا این رود راه افتاده......

    ادامه مطلب
  • صد و شصت و دو

  • نیلوبلاگ

    دلم سفر می خوادxa0 به هند ! مصر...چین یا کره ی جنوبی...xa0 دلم می خواد معبد و معماری و سبک زندگیشون و از نزدیک ببینم .. باهاشون حرف بزنم و از غذاهاشون بخورم ..xa0 به نظرم چیزی لذت بخش تر از سفر به اقصی نقاط جهان و آشنایی با ملل و فرهنگ های گونان تو دنیا نیست و نخواهد بود..xa0 اینطوره که معلومه برای شاغل شدن و درآمد باید ۶ماه دیگه صبر کنم .. . مطمئنم از اونایی میشم که از این ور حقوق می گیرم و از اون ور تو اولین مرخصی با جیب و حساب خالی بر می گردم..xa0 چون الانم پول توجیبی مو برای یه مسافرت و تفری...

    ادامه مطلب
  • صد و شصت و سه

  • نیلوبلاگ

    می دونم که خیلی ها یواشکی دوسم دارن.... حس جالبیه...xa0 یواشکی که... یعنی از من خوششون میاد.. اما فکر می کنند من نمی دونم ! یعنی ترجیه می دم که فکر کنند من نمی دونم ... xa0 مثلا چند تا از همین هم دانشگاهی ها..xa0 وقت و بی وقت به بهانه های الکی مسیج میدن..xa0 خیلی جالبه......

    ادامه مطلب
  • صد و شصت و چهار

  • نیلوبلاگ

    امروز غروب بی خبر و غافلگیرانه همه با هم هماهنگ کردیم و با خریدن کیک و بادکنک و متعلقات برای خاله تولد گرفتیم...xa0 پیشنهاد این برنامه و بیشتر خریدهاش برای من بود.. گرچه به خاطر اینکه از بهترین قنادی شهر کیکشو گرفتم و بادکنک های هالوژنی کلی خرج رو دستم گذاشت اما به اون خنده ی قشنگش و لحظه ی غافلگیریش هزار بار می ارزید...xa0 دقایقی پیش بعد از صرف شام برگشتیم خونه... تو مسیر از جلوی یکی از بیمارستان های قدیمی و بزرگ شهر رد شدیم... از تو ماشین هم قسمتی از لابی بیمارستان و مردمی که مغموم گوشه کنار ن...

    ادامه مطلب