به دیگری داشت میگفت : به خودش مطمئنه.. پای کارهاش می ایسته..وقتی بینی شو عمل کرد و بعضیا گفتن چرا اینطوری شد؟ چرا سر بینیت بالا رفت..ایستادو گفت ,خودم خواستم .. راضی ام !
بهم گفتش خانم جدی و سخت گیر.. تو خیلی رک هستی..جسارت داری!
امروز گفتن : عاقلی .. رو حرف و تصمیم هات فکر می کنی.. یه حرفی و الکی نمی زنی.. خندیدم و گفتم , همه جوانب و می سنجم ! گفت شایدم به نوعی محافظه کار.. ولی هر چی که هست خوبه! رو مشکل فکر می کنی و بعد حرف می زنی...
وسط حرف بهم گفت: اگر بمیرم حواسم از تو جمع ه ! حرف و رفتار های دیگران و خوب می فهمی..
داشت کفش می پوشید که بره نون بخره! گفت هر روز بهت امیدوار تر میشم.. آفرین! تغسیر و علت یابیت حرف نداشت.. در و بست و رفت !
+همه ی اینا مقصودشون من بودم . و من ! فکر کردم شاید این همه عذاب و تلاش و تجربه های تلخ ,بلاخره نتیجه داده !
+اعتماد این روز ها خیلی سخت شده .معرفت و رفاقت از بین رفته.. دست یاری به سمت هیچکس بلند نکنید.. روی پای خودتون(خودمون)بایستیم! وگرنه بعد ها پتکی میشه و می خوره به سرمون